نام گذاری طایفه ها یا براساس نام افراد(اجداد) است و یا بر اساس منطقه ای که در آن محل زندگی می کنند. برای ریشه یابی این موضوع باید بیشتر در کتب قدیمی دنبال آن ها بگردیم. یکی از مهمترین منابع نام های ایرانی،  شاهنامه فردوسی می باشد. بدین سبب برای ریشه یابی مش مرداسی سراغ شاهنامه فردوسی می رویم. در شاهنامه کلمه مرداس بدینصورت آمده است

(جلد اول صفحه 18 شاهنامهچاپ مسکو)

یکی مرد بود اندر آن روزگار                     زدشت سواران نیزه گذار

گرانمایه هم شاه و هم نیک مرد              زترس جهاندار با باد سرد

که مرداس نام گرانمایه بود                     به داد و دهش برترین پایه بود

مر او را ز دوشیدنی چارپای                    زهر یک هزار آمدندی به جای

همان گاو دوشابه فرمانبری                   همان تازی اسب گزیده مری

به شیر آن کسی را که بودی نیاز           بدان خواسته دست بردی فراز

مرداس یک نام ایرانی است و همانطور که ذکر شده است یکی از پادشاهان ایران و ثروتمند و خوش نام بوده است و هم عصر جمشید بوده است. بعد از او پسرش ضحاک به خاک جمشید لشگر کشی می کند و حکومت او را تسخیر می کند. اما ضحاک بر خلاف پدرش مردی خوش نام نبوده است و شاید به دلیل لشگر کشی به کشور همسایه بوده است.(مکان و زمان دقیق آن مشخص نیست ، زیرا هنوز کسی زمان و مکان حکومت پیشدادیان را نتوانسته است مشخص کند که بگوییم حکومت مرداس در همسایگی آنها بوده است)

پسر بد مراین پاکدل را یکی                   کش از مهر بهره نبود اندکی

جهانجوی را نام ضحاک بود                  دلیر و سبکسار و ناپاک بود

بعضی از دوستان بدون بررسی، اشاره به نام  امیر مرداسی حلب در قرن پنجم هجری قمری (دوران سلجوقیان) می کنند و تصور می کنند که چون بعدها حلب توسط اعراب اداره می شد پس امرای مرداسی حلب، عرب بودند و مرداس یک نام عربی می باشد که این نمی تواند درست باشد و لازم است به چند نکته توجه کنند(لازم بذکر است که در اینجا هدف ریشه شناسی کلمه مرداس است و نه چیز دیگر. و همه انسانها فرزندان حضرت آدم هستند و هیچ کدام بر دیگری برتری ندارند مگر به تقوا که آن نیز در نزد پروردگار مشخص می شود):

1-شاهنامه داستان ضحاک را خیلی جلوتر از هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان آورده است و در آن دوران ایران خیلی کمتر با سرزمین های عرب نشین در ارتباط بوده است. در کتیبه های بجا مانده از داریوش هخامنشی سرزمین اعراب به یکی از ایالت های دور افتاده ایران می گفتند یعنی فاصله زیادی تا مرکز ایران داشته است و عربستان کنونی را شامل می شد.

2- در دوران حکومت اشکانیان و ساسانیان،  حلب و شام در دست سلوکیان و بعد رومیان قرار داشتند.

3-در دوران آل بویه در قرن چهارم هجری قمری احمد مغز الدوله و پسرش بختیار عزالدوله و بعد عضدالدوله بر بغداد که مرکز خلافت مسلمین بود تسلط داشتند و عزل و نصب ها ی حکومتی توسط آنها انجام میگرفت و امیران مرداسی حلب از آن زمان والی حلب شدند. چون فاصله زمانی آنها تا بر کناریشان توسط امرای موصل کمتر از یک قرن بوده است.

پس مرداس یک نام اصیل ایرانی که بازمانده از دوران پیشدادیان می باشد و مرداسی یعنی کسانی که با مرداس نسبت دارند و (ی) آن (ی) نسبت است. یعنی افرادی که فرزندان مرداس هستند. مش مرداسی یکی از طوایف بختیاری(بعضی منابع بختیاری را به احمد عزالدوله نسبت می دهند) می باشد . مش مرداسی از شاخه هفت لنگ و از باب بهداروند می باشد. اما مش مرداسی یا مشهدی مرداسی  نام یک نفر است یا ترکیبی است؟ به نظر اینجانب ترکیبی است از مشهدی فرزند مرداس. زیرا اکثر بزرگان و سالخوردگان ذکر کردند که مرداس سه پسر داشت به نام های بلو، موری و مشهدی. چرا او را به نام مشهدی یا مشری(در لهجه بختیاری) ذکر کردند. این عادت هنوز در بین بختیاری هست، کسی به به زیارت علی بن موسی الرضا می رود قبل از اسم او از کلمه مشهدی استفاده می شوند و من باب احترام و بزرگی اسم کوچک او را کمتر به میان میآورند و از لفظ مشهدی(مشری) استفاده می کنند و احتمال خیلی زیاد مشهدی فرزند بزرگ مرداس بوده است و به مرور زمان نام مشهدی باب شد و نام اصلی او فراموش شده است و سایر فرزندان مرداس به نام کوچکشان صدایشان میکردند و هنوز طایفه های آنها به همان نام مانده است و کلمه مرداس، مختص یکی از فرزندان او شده است یعنی جد  طایفه مش مرداسی .

نویسنده: حسن مرداسی